قبطه ميخورم - تاریخ: 1399/10/19 ساعت: 11:16
گاهی اوقات به حال افراد نابینا غبطه میخورم .... که این همه بدی و زشتی رو نمی بینند. گاهی اوقات به حال افراد ناشنوا غبطه میخورم .... که هر حرف مزخرفی رو از هر متکلمی نمی شنوند. گاهی اوقات به حال دی
برادر - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 5:47
شخصي به نام پل یك دستگاه اتومبیل سواری به عنوان عیدی از برادرش دریافت كرده بود. شب عید هنگامی كه پل از اداره اش بیرون آمد متوجه پسر بچه شیطانی شد كه دور و بر ماشین نو و براقش قدم می زد و آن را تحسین می كرد. پل نزدیك ماشین كه رسید پسر پرسید: " این ماشین مال شماست ، آقا؟"پل سرش را به علامت تائید تكان ...
روسپي - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 5:47
راستی روسپی!تا به حال از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیاورد رگ غیرت اربابان بیرون می زند، اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است ! مگر هردو از یک تن نیست؟ بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دی...
احساس - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 5:47
بهترین احساس زمانی به من دست می دهد ، که به من سلام می کنی یا لبخندی میزنی حتی اگر برای ثانیه ایی چرا که می فهمم یرای لحظه ای به ذهنت خطور کرده ام
خدايا - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 5:47
خدایا بگذار مانند یک درخت به سوی تو قد بکشم و مانند یک درخت ریشه هایم را به سوی تو روانه کنم بگذار برگ هایم تکان بخورند با هر باد شاخه هایم به عشق توسرزنده و شاد شوند هر برگ یک دعاست و هرچه هست از آن توست بگذار باران تو فرو ریزد مانند شادی و مانند رنج تا من همیشه به یاد تو باشم ... آنوقت آواز سرخواه...
بدون شرح - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 5:47
افسانه زندگي - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 5:46
مادرم برایم افسانه می گفت... پر از شیدایی زمانه؛ لبریز از افسونگری جانانه و من غافل از گذر عمر؛ در کنار جویبار زمانه؛ تنها سراپا گوش بودم. روزگار همچنان می نوشت و من شدم افسانه... من در خیال خود آن رود خروشان بودم و جوانیم سنگهای صیغلی خفته در بستر روزگار. اما من تنها افسانه ای از آن روزها و رودها ب...
رقص و نماز - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 5:46
من رقص دختران هندي را از نماز والدينم بيشتر دوست مي دارم ، زيرا آنها با عشق ميرقصند و اينان به عادت عبادت مي كنند.(دكتر علي شريعتي)
من از مرگ نمیترسم - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 5:46
من از مرگ نمیترسم من از این میترسم که هنگام مرگم کسی را دوست نداشته باشم و سر مزارم صدای ای کاش های اطرافیانم بیش از صدای گریه دوستان بگوش برسد من از آن میترسم که کینه و نفرت قلبم را از کار انداخته باشد نه تقدیر الهی من از این میترسم که غم و اندوه اطرافیانم به قدری باشد که غم از دست رفتن من به چشم ن...
حرم مطهر امام حسین علیه السلام - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 5:46

برچسب‌های مرتبط

برادران دالتون | برادران کوئن | برادران لاریجانی | برادر از برادرش سیره | برادرم خسرو | برادران رشیدیان | برادر یعنی | برادران رایت | برادران امیدوار | روسپي خانه